dfhfh

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

اي دلنواز قاري قرآن خوش آمدي 
در بيت وحي با لب خندان خوش آمدي 
اي العطش ترانه ي قبل از ولادتت 
مادر فدات با لب عطشان خوش آمدي 
اي تشنه!شیر مادرت از غصه خشك شد 
از بس كه بود صوت تو سوزان خوش آمدي 
گريه مكن كه كشته اشك خدا شدي 
خون خدا!به جمع شهيدان خوش آمدي 
اشك تو از تلاطم درياست بيشتر 
اي آشناي ابر بهاران خوش آمدي 
ميلت لبن زدست پيمبر مكيدن است ؟ 
اي جرعه نوش ختم رسولان خوش آمدي 
اينجا مدينه است سر آغاز كربلا 
شش ماهه ! آمدي ؟ چه شتابان ؟ خوش آمدي 
اينگونه كه تو سر زده از ره رسيده اي 
گويا حديث غربت مادر شنيده اي 
درياي رحمتي كه به آيات گفته اند 
چشمان تست جان روايات گفته اند 
طوفان ترنُمي ز نفسهاي گرم تست 
اين را يكي زخيل كرامات گفته اند 
چشم طمع به دست كريم تو بسته اند 
آنانكه از بضاعت مزجات گفته اند 
صدها هزار حور و ملك مدحت ترا 
با صد هزار فخر و مباهات گفته اند 
آئينه را مقابل بابا گذاشتي 
وقتي سخن زمومن و مرآت گفته اند 
پيش از فَياسُيوف خُذيني به محضرت 
شمشيرها سلام ملاقات گفته اند 
آنانكه با نواي تو پيمان گذاشتند 
لبيك تو به نغمه ي هيهات گفته اند 
اي عالمي فداي تو لبيك يا حسين 
گويد به تو خداي تو لبيك يا حسين 
تو كوه نور را به تماشا كشيده اي 
موسي و طور را به تماشا كشيده اي 
بايد حديث عشق تو فهميد و جان سپرد 
درك و شعور را به تماشا كشيده اي 
از بس نبي به غبغب تو بوسه بوسه زد 
جشن و سرور را به تماشا كشيده اي 
استادگي كوه ز اوج وقارتت 
مجد و غرور را به تماشا كشيده اي 
با استقامتي كه تو داري به راه عشق 
قلب صبور را به تماشا كشيده اي 
هر كس تو را شناخت خدا را شناخته 
درک و حضور را به تماشا کشیده ای 
بعد از پدر وجود امامان ز نسل تست 
صبح ظهور را به تماشا كشيده اي 
تو با شفاي فطرس بشكسته بال وپر 
غلمان و حور را به تماشا كشيده اي 
با قطره هاي آب ز دست مباركت 
چشمان كور را به تماشا كشيده اي 
نجوايت از حبيب مسيحي دوباره ساخت 
تا نفخ و صور را به تماشا كشيده اي 
بی خود نبود محرم اسرار شد زهير 
رمز عبور را به تماشا كشيده اي 
با روضه ات قيامت كبرا بپا مكن 
شور و نشور را به تماشا كشيده اي 
اي هم اراده ي تو خدا يابن بوتراب 
توحيد نيست از تو جدا يابن بوتراب 
اي آبشار چشم غزل يا اباالعطش 
وي اعتبار صبح ازل يا اباالعطش 
نو شانده اي به لشكر خود روز تشنگي 
شيرين تر از شراب عسل يا اباالعطش 
حبَ تو هم پياله ي حبَ خدا حسين 
اي تشنه ات تمام ملل يا اباالعطش 
شش ماهه ي تو ساقي آب حيات شد 
وقتي چشيد طعم بغل يا اباالعطش 
طفل رضيع سخت تر از ذوالفقار شد 
وقتي رسيد روز عمل يا ابا العطش 
سقَاي تو به تيغ امان نامه كشته شد 
اين شرم داشت هُرم اجل يا ابالعطش 
آخر به روي ماه امان نامه مي زنند؟ 
ماه حرم کجا و دغل یا ابالعطش 
اي اكبرت پيمبر اعظم به كربلا 
احمد نداشت اين همه يل يا اباالعطش 
گر زينب تو آينه ي فاطمي نبود 
بودي تو بي شبيه و بدل يا اباالعطش 
بي پنج تن مباهله ات با صفا نبود 
آورده اي مثل به مثل يا اباالعطش 
اين كوفيان همان سپه نهرواني اند 
دارند بغض روز جمل يا اباالعطش 
ای دجله و فرات عطشناک حنجرت 
آب حيات مانده ز امساك حنجرت 
زيبا ترين ترانه دم نينواي تو 
قالوا بلي همان شرف كربلاي تو 
نجواي استغاثه ات آهنگ نوحه داشت 
وقتي رسيد سينه زن خيمه هاي تو 
تو يك تنه تمام طنين ولايتي 
قرآن نشسته با همه عترت به پاي تو 
بي عشق تو بهشت خدا فلسفه نداشت 
احيا گر ولاي علي شد ولاي تو 
دين خدا بدون تو بي سرنوشت بود 
اي تا بهشت دين خدا مبتلاي تو 
دين خدا كه تكيه گهش نيزه ي تو بود 
احيا شد از غريب ترين روضه هاي تو 
از ساربان ناقه ي بي ساربان مپرس 
شد تازيانه قاتل نام و صداي تو 
بي خود نبود بر همه اعضات بوسه رفت 
تكثير شد به كرب و بلا دست و پاي تو 
تيغ ستم گلوي تو را شرحه مي كند 
جاري است در گلوي تو خون خداي تو 
در خون خويش غسل شهادت كني حسين 
اي بي كفن فداي تو و بورياي تو 
روز ولادتت به تن تو حرير بود 
روز شهادتت كفن تو حصير بود

 

 

نویسنده : dghdgh بازدید : 74 تاريخ : جمعه 27 شهريور 1394 ساعت: 22:28
http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/6/17/712518_605.jpg

 

قربون خنده های محجوبت

فدای قلب مهربونت

...

کاش بمیرم و این روز را نبینم

تمام بلاهاتون بر دلم

 
نویسنده : dghdgh بازدید : 120 تاريخ : جمعه 27 شهريور 1394 ساعت: 22:25

 متأسفانه با خبر شدیم دشمنان انقلاب اسلامی ایران پس از شکست های متوالی و ضربات کوبندهاز سوی ملت دلیر ایران اقدام به بمباران شیمیایی شهر های ایران نموده اند.

حجم این بمباران های شیمیایی که باعث آلودگی شدید هوا و محیط زیست شده است در کلان شهر های ایران به دلیل وجود جمعیت زیاد بیشتر از سایر نقاط کشور بوده است.

بنا به آمار هایی که هر دقیقه به تعداد آن افزوده می شود تعداد زیادی از هموطنان عزیزمان بااستشمام هوای آلوده مسموم شده اند و حال بسیاری از آنان وخیم گزارش شده است.

سازمان ملل و مجامع بین المللی مدعی حقوق بشر در کمال ناباوری تاکنون هیچ اعلام موضعیننموده و این حملات ضد بشری را محکوم نکرده اند.

مسئولین از مردم درخواست نموده اند با حفظ اصول اولیه از مبتلا شدن به آلودگی ها جلوگیری نمایند و کنترل بیشتری بر روی افراد خانواده خود مخصوصاً جوانان داشته باشند.

وضعیت قرمز ، حمله شیمیایی به ایران

از علائم این آلودگی ها می توان به عادی شدن روابط زنان و مردان، پوشیدن ساپورت های تنگ و بدن نما، به تن کردن تی‌شرت هایی با علائم شیطان پرستی، بدحجابی دختران، چشم چرانیپسران، رابطه نامشروع، دوستی زنان همسردار با پسران و دوستی مردان متأهل با زنان و دختران، انتشار تصاویر شخصی دختران در محیط های مجازی، عادی شدن نوشیدن مشروبات الکلی درجشن ها، نشر کتاب های ضد اخلاقی و ضد دینی، ساخت و تکثیر فیلم های مستهجن، ترویج افراطی گری و مذاهب دروغین و ... اشاره نمود.

ناخدای انقلاب : عزیزان من! فرهنگ از اقتصاد هم مهم‌تر است. چرا؟ چون فرهنگ به معنای هواییاست که ما تنفس می‌کنیم. شما ناچار هوا را تنفس می‌کنید. چه بخواهید چه نخواهید؛ اگر این هواتمیز باشد، آثاری دارد در بدن شما. اگر این هوا کثیف باشد آثار دیگری دارد. فرهنگ یک کشور مثل هواست. اگر درست باشد آثاری دارد.

نویسنده : dghdgh بازدید : 93 تاريخ : جمعه 27 شهريور 1394 ساعت: 22:23
کــــــاری کــــرد کــــه پــــیرزن ایرانی گـــــــاو خود را بفروشد کـــه مشرف مکه شود! تـــــا عرب از شتر به لامبر گینی واز چادر به برج برسد ومردم ما سعادت را دو  دستی به اعراب تقدیم کنند. 
که شاید سعادت خود در دنیا دیگر یابند!!!
ایا میدانید خـــــدا کجاست ؟؟؟؟خدا در قلــــــب مادری است که برای مداوای فرزندش کلیه اش  را میفروشد و خدا در قلب کودکی است که در همسایگی حـــــاجی از فقر ناله میکند وحاجــــــــــی در بین عربها به دنبال 
خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا میگردد 
 







 

                      دعای فرج
نویسنده : dghdgh بازدید : 66 تاريخ : جمعه 27 شهريور 1394 ساعت: 22:21
زندگینامه ی شهید فیروز   سلیمی
 ششم بهمن 1336در روستای کوکنه از توابع رحمت آباد رودبار  دیده به جهان گشود. پدرش ابراهیم,کشاورز بود و مادرش رقیه هاشمی نام داشت.تحصیلات خود را تا ششم ابتدایی نظام قدیم در زاد گاهش گذراند و به خاطر فقر مالی ومشکلات خانواده ترک تحصیل نمود و برای کار راهی تهران گردید ومدت 3سال به کارگری پرداخت.
زمانی که به سن سربازیی رسید به خدمت اعزام و در گارد جاویدان مشغول به خدمت گردید. فضای حاکم بر ارتش و فساد درونی آن با روح ساده و روستایی او ساز گار نبود به همین خاطر با فرماندهان پادگان درگیر ومدتی فراری شد و بعد از مدتی دوباره به خدمت برگشت.بعداز پایان خدمت سربازی دوباره به زاد گاهش برگشت و مشغول به کار و تلاش و رفع مشکلات خانواده شد. این دوران مصادف بود با قیام مردم علیه رژیم ظالمانه پهلوی که شهید فـــیروز سلیمی در همه  مبارزات پیشتاز بودند.
او جوانی با ایمان وانقلابی وبسیار چالاک بود.در سوار کاری وتیرندازی وشکار مهارت زیادی داشت,به همین خاطر داوطلب استخدام در ارتش شد و در لشکر 21حمزه مشغول به پاسداری از دست آوردهای انقلاب و دفاع از مرزهای میهن اسلامی گردید.ورود او به ارتش همزمان بود.با درگیری های ضد انقلاب در کردستان و در همان لحظات ابتدایی خدمت شجاعانه به مناطق درگیری اعزام وبه مبارزه با ضد انقلاب داخلی پرداخت واحد خدمت او اطلاعت وعملیات بود.در یکی از همین ماموریت ها به اسارت دشمن در آمد و14روز در زندان دولتو زندانی بود که به همراه چند تن از دوستانش  تو انستند شجاعانه از زندان فرار کنند. 
بعد از آن مدتی در درگیری های گنبد کاووس به مبارزه پرداختند.در این عملیات در اثر اصابت ترکش خمپاره مجروح ودر بیمارستان فاطمه الزهرا(س)بستری گردید. در سال 1359اقدام به ازدواج که ثمره این ازدواج دختری به نامه فیروزه شد که 3ماه بعد از شهادت پدر به دنیا آمد.وقتی متجاوزان بعثی مر زهای  میهن اسلامی ما را مورد  هجوم قرار دادند شهید فیروز سلیمی پشت بر خوشی ها و وابستگی های جوانی کرد و جوانمردانه به سوی جبهه های جنگ شتافت وچنان رشادت هایی از خود بر جای گذاشت که بارها مورد تشویق فرماندهان قرار گرفت.
در خرداد1360در تپه های الله اکبر دزفول در یک عملیات اطلاعت وشناسایی شرکت وتا عمق نیروهای عراقی نفوذ می کند,ولی آن ها مورد شناسایی عراقی ها قرار می گیرند و در گیری تن به تن و سختی,میان آن ها  انجام می گیرد ویکی از عراقی ها او را به رگبار می بندد وده گلوله به او اصابت می کند ولی با این همه مقاومت میکند  وتیربار چی را به هلاکت می رساند. با این همه جراحات وارده به خاطر روحیه زیاد و قوی بودن بنیه,تا  بیمارستان دزفول و از انجا تا تهران مقا ومت می کند ولی سرانجام در سحرگاه 1360/3/12دربیمارستان 12خرداد تهران در حالی که شدیدا احساس تشنگی وعطش می کرد و طلب آب داشت با لبان تشنه به سوی  معشوق می شتابد و پیکر مطهرش در گلزار شهدایی امام زاده هاشم برای همیشه آرام می گیرد وامروز دخترش فیروزه به همراه دو نوه شهید.محمد و فهیمه ,فهمیده اند که باید پاسدار راه خونین شهیدا باشند.

خــــاطرات بهروز سلیمی از برادر شهیدش فیروز 
بارزترین ویژگی برادرم فیروز,شوخ طبعی او بود. در یکی از عملیات ها ترکش ریزی به پشت لب او خورده بود,بارها به او می گفتیم که برود وعمل کند واین ترکش را دربیاورد,فیروز هم به شوخی می گفت:این ترکش را به زحمت و زیر سبیلی به دست آورده ام به همین راحتی بروم و دربیاورم و این که می گفت: اگر ترکش را دربیاورم سبیلم خراب می شود . سبیلم را خراب کنم تا شما به من بخندید؟ یک بار به فیروز گفتم که تو به اندازه کافی به جبهه رفته ای وچند باری هم زخمی شده ای و درواقع مسولیت خودت را انجام داده ای وکسی هم بیشتر  از این از تو انتظار ندارد  و دیگه جبهه نرو,ولی فیروز با اخـــم و چهرهای بر افروخته توام با لبخند و تو اضع گفت:از شما بعید است برادر ,شما مگر نمی دانید در هویزه با جان ومال ونوامیس واب خاک ما چه کردند ؟ اگر خوب شدم دوباره به جبهه بر می گردم غیر این صورت شما باید جای مرا پر کنید.

شعر یکی از دوستان شهید بر سنگ مزارش:

   شهید      زنده    و   جاوید   ما      رفت                                به     سوی    آسمان    پیش    خدا    رفت 

 

      مپندارید    که    در      خاکش    نهفتند                            به    معشوقش    رسید     تا   کبریا       رفت 


 







 

نویسنده : dghdgh بازدید : 60 تاريخ : جمعه 27 شهريور 1394 ساعت: 22:17
وظیفه ما در زمان غیبت امام‏ زمان (عج) چیست؟ 
پاسخ اجمالی 
وظایف ما در زمان غیبت همان وظایف در زمان حضور امام معصوم (ع) است. مجموع این وظایف را می توان در یک جمله خلاصه کرد وگفت بزرگ ترین وظیفه  شیعیان در  عصر غیبت ،انتضار فرج این است که به تمام دستورات قرآن،پیامبر اکرم(ص)واهل بیت (ع) جامه عمل بپوشانیم

پاسخ تفصیلی 
وظیفه ما در زمان  غیبت  مانند وظیفه در زمان حضور امام معصوم(ع) است.گرچه آن حضرت از نظر ما غایب است، اما به ما اشراف واگاهی دارد و بر اعمال و رفتار  ما ناظر است. بنا براین،تمام وظایفی  که قرآن مجید وپیامبر اکرم (ص) وائمه  معصومین (ع) برای یک فرد مسلمان تعیین  و بیان فرمود اند در زمان غیبت نیز متوجه ما است که همه این وظایف را می توان  در یک جمله خلاصه کرد وگفت بزرگ ترین وظیفه شیعیان در عصر غیبت فرج{1}وظهور دولت  جهانی حضرت مهددی  (عج ) است.اما با عنایت به این که  انتظار فرج یک یک شعار نیست بلکه یک فرهنگ است ومجموعه ای از وظایف  وتکالیف است که باید  عملی شود تا یک فرد منتظر حقیقی مولا وامام  خود باشد. ما در این جا به طور خلا صه به بخشی از ان ها  اشاره می کنیم:
 

1. معرفت و شناخت کامل دین یعنی در بخش عقاید، اخلاق، احکام و وظایف، منتظر باید تفکر اسلامى خویش را سامان داده و وضعیت روحى و ایمان درونى خود را تقویت کند.

 

2. مطالعه در جهت معرفت و شناخت هر چه بیشتر امام‏ زمان (عج).

 

3. پیروی کامل از قرآن و فرهنگ اهل بیت (ع) به عنوان نزدیک ترین افراد به پیامبر اکرم (ص) و آگاه ترین افراد از حقایق دین.

 

4. اطاعت از نایبان بر حق امام زمان (مراجع معظم تقلید به ویژه ولى فقیه) و همراه و هم‏گام با آنان و زمینه ظهور را فراهم کردن.

 

5. اتحاد و همستگی با دیگر مسلمانان به ویژه شیفتگان و منتظران واقعی آن حضرت.

 

6. کسب آمادگی فکری و فرهنگی جهت آشنا ساختن مردم با حقایق دین و مقابله با خرافات، شبهات و گرایش های انحرافی.

 

7. امیدوارى بر قیام و انقلاب آن حضرت و امید دادن به دیگران و زنده نگه داشتن امید به گشایش همه امور.

 

8. رعایت تقوا ، خود را در محضر خدا دانستن، ترک گناه و خشکانیدن زمینه گناه در جامعه.

 

9. توجه قلبی امام عصر (عج) در شبانه روز و او را مطلع از اعمال خود دانستن و اسوه قرار دادن امام.

 

10. ارتباط با امام (عج) از راه دعا به ویژه دعاهای زیبایی؛ مانند دعاى ندبه، زیارت آل یاسین، دعاى عهد، دعای فرج و... که از طرف بزرگان بسیار توصیه شده است.

 

11. صبر کردن در برابر آزار و تکذیب و سایر محنت ها و سفارش به حق و صبر و مبارزه همه جانبه در برابر دشمن.

 

12. ایجاد محبت امام ‏عصر (عج) در دل دیگران در میان مردم با ذکر احادیث، کرامات، مناقب و فضایل واقعی و معتبر ایشان و عنایت او به مردم به عنوان امام مهربان و دلسوز.

 

13. تقویت و بزرگ داشت شعائر اسلامی؛ نظیر حج و عمره و مجالس مذهبی برای آشنایی با معارف اسلام.

 

14. دلبستگی و محبت به امام (ع) و اظهار اشتیاق به نزدیک شدن به آن حضرت با مداومت در انجام امور خیر و ثواب، مخصوصا به نیابت از ایشان؛ نظیر بنا های عام المنفعه، اطعام مساکین، پرداخت صدقه براى سلامتى آن عزیز و یا حواله نمودن ثواب‏هایى براى آن حضرت.

 

15. آماده سازی محیط برای تشکیل حکومت عدل جهانی و اجرای عدالت و ریشه کن شدن درخت ستم.

 

16. جلوگیری از نفوذ شیطان های داخلی و خارجی در دین و فرهنگ و ملیت و آب و خاک. بیزاری جستن از دشمنان امام و خالص کردن حب و بغض ها.

 

17. اهتمام در ادای حقوق برادران دینی و دفاع و یاری شیعیان واقعی.

 

اینها بخشی از وظایف ما در زمان غیبت است.

 

برای آگاهی بیشتر می توانید رجوع کنید به: مکیال المکارم، ج 2، موسوی اصفهانی، سید محمد تقی، بخش 8، "تکالیف عصر غیبت" (که به هشتاد وظیفه و تکلیف در عصر غیبت اشاره شده است).


 کمال‏الدین، ج 1، ص 287، ح 6، "عن أمیر المؤمنین (ع) قال، قال: رسول الله (ص) أفضل العبادة انتظار الفرج.


 







 

 از    آسمان  وقتی نگـــــاه میکنی         



چــــــقدر زیبــــــــــــــــــا


وقتـــــــــی میای نـــــــــــزدیک



Inline image 11







عکس های عجیب و خنده دار از ایران (23 عکس) 
نویسنده : dghdgh بازدید : 56 تاريخ : جمعه 27 شهريور 1394 ساعت: 22:16
عکس های خنده دار و دیدنی آخر هفته (54)
 







 

                      


  
مرد آمده بود چیزی بگوید
سرفه امانش نداد
.
.
.
چه می‌توانست بگوید
وقتی تمامِ فهمِ شهر از جانباز
سهمیه دانشگاه است
و اسم یک کوچه...

 

 
نویسنده : dghdgh بازدید : 53 تاريخ : جمعه 27 شهريور 1394 ساعت: 22:15



رخت ـ زیبای آسمانی را 
خواهرم با غروربر سر کن 
نه خجالت بـــــــــکش نه غمگین باش
چادرت ارزش است باورکن

بوی_زهرا ومریم و هاجر
از پرـ چادرت سرا  زیر است
بشکند آن قلم که بنویسد:
"دمده گشت و دست وپاگیـــــــر" است


توی بال _فرشته ها انگار
حفظ وقت عبورمی آیی 
کوری چشمهای بی عفت 
مثل یک کوه نور می آیی

حفظ و پوشیده در صدف انگار
ارزش وشان خویش میدانی
با وقاری ومثل یک خورشید
 پشت یک ابر_تیره میمانی

خسته ای از تمام مردم شهر 
از چه رو این قدر تو غم داری؟
نکند فکر این کنی شاید
چیزی از دیگران تو کم داری !!

قدمت روی شهر جبریل
 هر زمانی که راه می آیی 
درشب ـ چادرت تو می تابی 
مثل یک قرص ـ ماه می آیی

سمت جریان ـ آبها رفتنهنر ـ هر شناگری باشد
تو ولی باز استقامت کن
 پیش رو جای بهتری باشد


پر بکش سمت اوج میدانم
 که خدا با تو است در همه جا
پر بزن چادرت  تو را بال است 
وبدان می برد تو را بالا


در زمانی که شان وارزش جز
به دماغ ولباس وماشین نیست 
توی چادربمان و ثابت کن
ارزشی واقعی زن این نیست....!!!

نویسنده : dghdgh بازدید : 60 تاريخ : جمعه 27 شهريور 1394 ساعت: 22:13
برچسب‌ها : چادر,

  میگفت : ما نسل "غیرت روی خواهر" و "روشنفکری روی دوست دختریم" نسل کادوی یواشکی ، نسل پول ماهانه vpn نسل شینیون زیر روسری ، نسل خوابیدن با sms نسل درد دل باغریبه مجازی ، نسل ترس ازمنکرات ، نسل سوخته !!! حال من برایت می گویم ... ما نسل "غیرتیم" روی وطن ، ناموس، دیــــن نسل "نماز شب یواشکی" نسل پول ماهانه "صدقه" نسل "چــادر روی روسری" نسل "خوابیدن بانوای حسیـــــن " نسل "درد دل با بی بی" نسل جمله های پیامبر و شهـــدا نسل ترس ازشیطان ، نسل شکفتن

 

 
نویسنده : dghdgh بازدید : 49 تاريخ : جمعه 27 شهريور 1394 ساعت: 22:11
برچسب‌ها : نسل سوخته,
1) امام خميني(ره) دقيقا چه زمانی به رحمت خدا رفتند؟ کی از صدا و سيما اعلام شد؟ چه ساعتي و چه روزي دفن شدند؟ خبرگان رهبري در چه تاريخي تشکيل جلسه داد؟و آیت الله خامنه ای چگونه به رهبری انتخاب شدند؟

حضرت امام (ره) در ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سيزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 به وصال محبوب خويش شتافته و رحلت مي نمايند . و در صبح روز بعد يعني 14 خرداد ساعت 7 صبح اولين خبري كه از راديوي سراسري ايران با صداي حياتي گوينده راديو به جهان مخابره شد به شرح زير بود : «انا لله و انا عليه راجعون
روح بلند پيشواي مسلمانان و رهبر آزادگان جهان ، حضرت امام خميني به ملكوت اعلا پيوست ...»
روز چهاردهم 1368 , مجلس خبرگان رهبر تشكيل گرديد و پس از قرائت وصيتنامه امام خمينى توسط حضرت آيه الله خامنه اى كه دو ساعت و نيم طول كشيد , بحث و تبادل نظر براى تعيين جانشينى امام خمينى و رهبر انقلاب اسلامى آغاز شد و پس از چندين ساعت سرانجام حضرت آيه الله خامنه اى ( رئيس جمهور وقت ) كه خود از شاگردان امام خمينى سلام الله عليه و از چهره هاى درخشان انقلاب اسلامى و از ياوران قيام 15 خرداد بود و در تمام دوران نهضت امام در همه فراز و نشيبها در جمع ديگر ياوران انقلاب جانبازى كرده بود , به اتفاق آرا براى اين رسالت خطير برگزيده شد .
جهت آشنايي كامل با موضوعات مختلفي كه پيرامون انتخاب آيت الله خامنه اي به رهبري نظام اسلامي در اجلاس فوق ‏العاده‏ خبرگان بعد از رحلت حضرت امام (ره) اتفاق افتاد و مسائل مرتبط با آن ، بخشي از كتاب « پرسش ها و پاسخ هايي درباره مجلس خبرگان رهبري، تهيه شده توسط دبيرخانه مجلس خبرگان» ارائه مي شود:
اجلاس فوق العاده و چگونگي انتخاب مقام معظم رهبري: 
1. آيا پيش از رحلت حضرت امام‏قدس سره، مجلس خبرگان براى شناسايى افرادى كه در مظان رهبرى قرار داشتند، كارى كرده بود؟ آيا اساساً چنين مسؤوليتى را بر عهده داشت يا نه؟
پاسخ: يكى از وظايفى كه براى كميسيون اصل يكصدوهفتم و يكصدونهم قانون‏اساسى به تصويب رسيده است، شناسايى افرادى است كه در مظان رهبرى قرار دارند. ماده 18 آيين‏نامه داخلى مجلس خبرگان،[1] در اين باره چنين مى‏گويد:
«به منظور آمادگى خبرگان، براى اجراى اصل يكصدوهفتم و شناخت حدود و شرايط مذكور در اصل پنجم و يكصدونهم قانون‏اساسى، كميسيونى مركّب از پانزده نفر از نمايندگان، تشكيل مى‏شود تا درباره همه مسائل مربوطه تحقيق كند و درباره همه كسانى كه در مظان رهبرى قرار دارند، بررسى به عمل آورد و در اختيار دبيرخانه قرار دهد تا مورد استفاده و بررسى خبرگان واقع شود».
اما به علت آن‏كه مدت زمان زيادى از بركنارى قائم مقام رهبرى نگذشته بود و در واقع، به‏فاصله دو ماه پس از آن، خبرگان با حادثه رحلت حضرت امام‏قدس سره رو به رو شده بودند، دراين مدت كوتاه، فرصت آن را نيافتند كه به بررسى و شناخت افرادى كه در مظان رهبرى هستند، بپردازند.[2]
2. آيا پيش از تشكيل اجلاس فوق‏العاده، درباره تعيين رهبر، بحثى مطرح شده بود؟
پاسخ: پس از آن كه گروه پزشكى معالج حضرت امام ‏قدس سره، خبرهاى مأيوس كننده‏اى از حال ايشان به مسؤولان عالى‏رتبه نظام دادند و گفتند كه ايشان چند ساعتى بيش‏تر زنده نخواهند بود، جلسه‏ اى با حضور برخى از اعضاى شوراى بازنگرى قانون اساسى، رؤساى قواى سه گانه و برخى ديگر از شخصيت‏ها، نزديك محل بسترى شدن حضرت امام تشكيل شد. اعضاى حاضر در اين نشست، كه در بعد از ظهر روز سيزدهم خرداد 1368 انجام شد، عبارت بودند از: حضرات آقايان خامنه‏ اى، مشكينى، موسوى اردبيلى، امينى، هاشمى رفسنجانى، طاهرى خرم آبادى، خلخالى و احمد خمينى. اين افراد، پيش از هر چيز، بر ضرورت تدوين برنامه‏اى منسجم و منظم، براى رويارويى با حادثه‏ اى كه وقوع آن، دور از انتظار نبود، به ويژه براى رهبرى پس از امام تأكيد كردند.
در اين جلسه، هر يك از اين افراد، ديدگاه خود را در اين باره مطرح كرد. برخى براى رهبرى، نام افرادى را كه به ذهنشان مى‏رسيد، مطرح كردند؛ اما توافقى در اين باره حاصل نشد. سرانجام، به اين نتيجه رسيدند كه چون فردى را كه مانند حضرت امام باشد، در ميان خود سراغ ندارند، بايد از راه ديگرى، كه قانون اساسى پيش‏بينى كرده است، يعنى «شوراى رهبرى» استفاده كنند. با وجود آن‏كه آيت‏اللّه امينى (عضو كميسيون رهبرى در شوراى بازنگرى قانون اساسى) در همان جلسه، بيان مى‏كند كه مسأله شوراى رهبرى، در كميسيون مربوط در شوراى بازنگرى قانون اساسى رد شده است، اما ديگر اعضا با اين استدلال كه در شرايط كنونى راهى جز اين نداريم و تنها راه ممكن، شوراى رهبر است، بر نظر خود پافشارى كردند.[3]
3. نخستين اقدام رسمى خبرگان، در اجلاس فوق العاده، براى تعيين رهبر چه‏بود؟
پاسخ: نخستين موضوعى كه در دستور كار اين اجلاسيه قرار گرفت، بررسى مسأله استعفاى آقاى منتظرى از سمت قائم‏مقامى بود، هر چند كه در اين باره، حضرت امام‏قدس سره نظر قطعى خود را بيان فرموده بودند و ديدگاه ايشان براى اعضاى خبرگان، محترم و معتبر بود، اما به هر حال، اين مسأله بايد از طريق رسمى خود، كه اصل شكل‏گيرى آن از آن‏جا بود، انجام پذيرد. اگر خبرگان، اين مسأله را فيصله نمى‏دادند، ممكن بود بعدها از سوى افرادى شبهه پراكنى شود كه خبرگانى كه وى را به قائم مقامى رهبرى برگزيده‏اند، انتخاب خود را ملغا و باطل اعلام نكرده‏اند.
اين موضوع به بحث گذاشته شد و اكثريت قريب به اتفاق اعضاى حاضر در جلسه، استعفاى آقاى منتظرى را كه طى نامه‏اى (7/1/68) به حضرت امام اعلام كرده بود، پذيرفتند. البته يكى - دو نفر با اين استدلال كه نام‏برده از رهبرى فردى استعفا داده است و لياقت عضويت در شوراى رهبرى را دارد، با پذيرش استعفا به گونه كلى مخالفت كردند؛ اما طبق رأى ديگر اعضا اين ديدگاه پذيرفته نشد.[4]
پس از آن، مذاكرات درباره چگونگى تشكيل منصب رهبرى و اين‏كه به صورت فردى باشد يا شورايى، آغاز شد و حدود دوازده نفر (نيمى در موافقت با رهبرى فردى و نيمى در دفاع ازشورايى بودن آن) به سخنرانى و طرح ديدگاه‏هاى خود پرداختند كه سرانجام، با رأى آوردن رهبرىِ فردى و سپس تعيين شخص آيت اللّه خامنه‏اى - دام ظله العالى -، اين مذاكرات به‏پايان رسيد.
4. در قانون اساسى پيش از بازنگرى، شوراى رهبرى نيز پيش‏بينى شده بود. آيا در اين باره نيز بحثى انجام پذيرفت؟ چه كسانى از اين مسأله دفاع مى‏كردند و استدلال آنان چه بود؟ سرانجام اين مذاكرات به كجا انجاميد؟
پاسخ: تقريباً شش نفر از اعضا در موافقت با شورايى بودن رهبرى، به بيان ديدگاه‏هاى خود پرداختند، كه از آن جمله، حضرات آقايان خامنه‏اى، هاشمى رفسنجانى، موسوى اردبيلى و طاهرى خرم آبادى بودند.
دلايلى را كه اين افراد، براى نظر خود ارائه مى‏دادند، اين بود كه در شرايط حساس كنونى، كه هنوز نظام نوپاى اسلامى، استحكام و ثبات كافى پيدا نكرده است، فردى كه مانند حضرت امام باشد و از آن نفوذ كلمه، قاطعيت در رهبرى و جامعيت برخوردار باشد، سراغ نداريم. اگر منصب رهبرى، به صورت شورايى اداره شود، اين امر موجب جبران نواقص افراد خواهد شد. ضمن آن‏كه شورايى بودن رهبرى، وجه قانونى هم دارد و در قانون اساسى آمده است.
در مقابل كسانى كه طرفدار رهبرى فردى بودند، چنين استدلال مى‏كردند كه ولايت فقيه، ادامه ولايت رسول خدا و ائمه اطهارعليهم‏السلام است و در آن‏جا سابقه شورايى نداريم. در فقه شيعه نيز منصب ولايت، به صورت شورايى تعريف نشده است و بنابر همين استدلال، كميسيون رهبرى شوراى بازنگرى قانون اساسى نيز به اين نتيجه رسيده است كه ذكر اين مسأله در قانون اساسى، وجه شرعى ندارد. ضمن آن‏كه تجربه مديريت شورايى، از آغاز انقلاب، كه مناصب گوناگون به اين صورت اداره مى‏شد (مانند شوراى عالى قضايى، صدا و سيما و اقتصاد) آثار و تبعات ناموفقى را به دنبال داشته است. تمركز رهبرى در يك فرد، موجب وحدت، قدرت، قاطعيت و توانايى بيش‏تر و سريع‏تر در حل بحران‏ها و اداره امور خواهد بود؛ همان گونه كه درباره حضرت امام‏قدس سره نيز شاهد بوده‏ايم. افزون بر اين، رهبر مى‏تواند از بازوهاى مشورتى متخصص در امر اداره كشور، در امور مختلف بهره بگيرد.
سرانجام، پس از مذاكرات نسبتاً طولانى، يكى از اعضا، پيشنهاد كفايت مذاكرات را مطرح كرد كه اين پيشنهاد به رأى گذاشته شد و به تصويب رسيد. آن‏گاه تصميم بر آن شد كه صرف نظر از اين‏كه چه افرادى براى شوراى رهبرى يا رهبرى فردى مطرح باشند، اصل شورايى يا فردى بودن آن به رأى گذاشته شود كه پس از رأى‏گيرى، رهبرى فردى رأى آورد.[5]
5. نام چه كسانى براى شوراى رهبرى پيشنهاد شد؟ آيا شوراى رهبرى مبناى فقهى دارد؟
پاسخ: تركيب‏ها و افراد مختلفى براى شوراى رهبرى پيشنهاد شدند:
پيشنهاد اول: حضرات آقايان خامنه‏اى، مشكينى و موسوى اردبيلى.
پيشنهاد دوم: افراد ياد شده به همراه حضرات آقايان هاشمى رفسنجانى و سيد احمدخمينى.
پيشنهاد سوم: حضرات آقايان خامنه‏اى، مشكينى، موسوى اردبيلى، فاضل لنكرانى وجوادى آملى.
درباره اين‏كه آيا شوراى رهبرى، مبناى فقهى دارد يا نه، برخى چنين پاسخ داده‏اند كه ولايت فقيه ادامه ولايت رسول خداصلى الله وعليه وآله و ائمه اطهارعليهم‏السلام است و در اين امر، سابقه شورايى نداريم و در فقه شيعه نيز منصب ولايت، به صورت شورايى تعريف نشده است.[6]
در پاسخ اين نظريه بايد گفت: درست است كه ولايت فقيه، ادامه ولايت رسول خدا وائمه اطهارعليهم‏السلام است و حدود اختيارات فقيه داراى شرايط رهبرى، تفاوتى با اختيارات آن بزرگواران در امر حكومت ندارد، اما اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه ولايت آنان به نصب خاص و به صورت مستقيم از سوى خداوند متعال بوده است، بر خلاف ولايت فقيه كه در اين زمينه، معصومين‏عليهم‏السلام شرايط و ويژگى‏هاى رهبر جامعه اسلامى را بيان كرده‏اند (نصب عام) و آن‏گاه، مردم را به شناخت مصداق آن صفات و ويژگى‏ها موظف ساخته‏اند.
اكنون پرسش اين است كه اگر خبرگان، كه نمايندگان مردم براى شناخت رهبر هستند، نتوانستند فقيهى را كه بالاترين حد نصاب از آن شرايط را دارد، شناسايى كنند، بلكه چند فقيه، در مرتبه نسبتاً يك‏سانى از ويژگى‏هاى مزبور وجود داشتند، تكليف چه خواهد بود؟ به نظر مى‏رسد دست كم يكى از راه حل‏ها براى رهايى از تحير در اين امر خطير، ايجاد شورايى متشكل از آن فقها باشد؛ همان گونه كه در قانون‏اساسى پيش از بازنگرى نيز به اين مسأله توجه شده بود و اگر مبناى فقهى و شرعى نداشت، جمع درخور توجهى از مجتهدان و اسلام شناسان و خبرگان قانون‏اساسى، آن را به تصويب نمى‏رساندند. با وجود اين، اعضاى شوراى بازنگرى قانون‏اساسى، به اين نتيجه رسيدند كه براى انسجام، اتقان و استحكام در امر رهبرى، اين منصب را به صورت فردى تعريف و تصويب كنند.
درباره اين‏كه فقه شيعه، منصب ولايت را به صورت شورايى تعريف نكرده است، نيز بايد گفت: در كلام فقها و متونى كه به بحث و بررسى موضوع ولايت فقيه پرداخته‏اند، ردى بر اين مسأله كه رهبرى جامعه، به صورت شورايى اداره شود، ديده نمى‏شود. البته به علت آن كه اين مسأله، مورد نياز نبوده است، بحث مبسوطى از آن به ميان نيامده است. كسانى هم كه شورايى بودن را راه حلى براى رهايى از تحير در مقام شناخت ولى فقيه دانسته‏اند، ولايت را از آن شورا ندانسته‏اند، بلكه هر يك از فقهاى عضو شورا را داراى ولايت و ملزم به مشورت و تبادل نظر با ديگر اعضا در بيان و اعلام نظريات خود دانسته‏اند.
6. چه كسانى، غير از آيت اللّه خامنه‏اى دام ظله العالى براى رهبرى فردى مطرح بودند و استدلال كسانى كه از اين افراد حمايت مى‏كردند، چه بود؟
پاسخ: برخى خبرگان از آيت اللّه العظمى گلپايگانى‏قدس سره براى اين امر نام مى‏بردند و محور استدلالشان، قيد مرجعيت بود و اين‏كه مستفاد از قانون‏ اساسى، مرجعيت فعلى است، نه صلاحيت مرجعيت و اين‏كه نامه حضرت امام‏قدس سره درباره حذف قيد مرجعيت از قانون اساسى، هنوز شكل قانونى پيدا نكرده است.
ضمن آن‏كه همين عده، به علت ضعف جسمانى آيت اللّه العظمى گلپايگانى و اين‏كه ممكن است ايشان توان اداره اين گونه امور را نداشته باشد، آيت اللّه خامنه‏ اى دام ظله العالى را به عنوان معاون و جانشين ايشان معرفى مى‏كردند تا ايشان مسؤوليت‏هاى مربوط را عهده دار شوند كه همين امر، نشان دهنده اين است كه در نگاه اين عده از خبرگان نيز تنها فردى كه صلاحيت اين منصب و توان عهده‏ دار شدن آن را داشته است، آيت اللّه خامنه‏اى دام ظله العالى بوده است.[7]
7. وضعيت آرا چگونه بود؟ چه عواملى موجب رأى آوردن بالاى آيت اللّه خامنه‏اى دام ظله العالى شد؟
پاسخ: از مجموع 74 عضو حاضر در جلسه، شصت نفر[8] در موافقت با رهبرى ايشان قيام كردند؛ يعنى بيش از3/2 (دو سوم) اعضاى حاضر در جلسه، كه 9/80 درصد حاضران و 72 درصد كل اعضا بودند، به رهبرى ايشان رأى دادند.
آيت اللَّه هاشمى رفسنجانى درباره دلايل رأى آوردن بالاى ايشان مى‏گويد:
اول، اين‏كه اوضاع خطرناك بود و خبرهايى هم از جبهه رسيده بود كه نيروهاى صدام حركت كردند و به جلو مى‏آيند. همه نگران بوديم كه خلأ وجود رهبرى، آن هم پس از رحلت امام، مشكل آفرين شود. دوم، همين حرف‏هايى را كه پنج نفرى از امام شنيده بوديم، مطرح كرديم. سوم، نقل نظر امام، كه مجتهد كافى است و احتياج به مرجع نيست. چهارم، آن حرف‏هايى هم كه نقل كردند امام پاى تلويزيون گفتند، مؤثر بود. پنجم كه مهم‏تر از همه است، شخصيت وصلاحيت‏هاى خود آيت اللّه خامنه‏اى دام ظله العالى است كه براى خبرگان شناخته شده بود واصلح از ايشان كسى را نمى‏شناختند.[9]
اما تأييداتى كه آقاى هاشمى رفسنجانى از حضرت امام‏قدس سره در اين باره نقل كردند، چنين‏بود:
در جلسه‏اى كه با حضور رؤساى سه قوه و برخى از آقايان، خدمت امام رسيده و نگرانى خود را از خلأ رهبرى بعد از عزل آقاى منتظرى توسط ايشان ابراز كرديم، امام‏قدس سره فرمودند: «خلأ رهبرى پيش نمى‏آيد، شما آدم داريد». گفتيم: چه كسى؟ ايشان در حضور آقاى خامنه‏اى فرمودند: «همين آقاى خامنه‏اى» كه بعد از آن، آقاى خامنه‏اى خدمت امام عرضه داشتند كه نقل مطالب اين جلسه را بر ما تحريم كنيد و حضرت امام نيز چنين كردند.
بعدها در جلسه‏اى كه تنهايى خدمت امام رسيدم، مطالب خود را با صراحت بيش‏تر بيان كرده و گفتم: آقا با وضعيت به وجود آمده، درباره رهبرى چه كنيم؟ ما كه كسى را نداريم و... حضرت امام‏قدس سره فرمودند: «با وجود آقاى خامنه‏اى چرا اين قدر ترديد به خود راه مى‏دهيد؟».[10]
حجت الاسلام و المسلمين مرحوم حاج سيد احمد خمينى نقل مى‏كند:
وقتى كه آيت اللّه خامنه‏اى در سفر كره (شمالى) بودند، امام گزارش‏هاى آن سفر را از تلويزيون‏مى‏ديدند. منظره‏ى ديدار از كره، استقبال مردم و سخنرانى‏ها و مذاكرات آن سفر، خيلى جالب بود. امام بعد از آن‏كه اين‏ها را مشاهده كردند، فرمودند: «الحق ايشان شايستگى رهبرى را دارند».[11]
خانم زهرا مصطفوى، دختر گرامى حضرت امام‏قدس سره مى‏گويد:
من مدت‏ها قبل از بركنارى قائم مقام رهبرى، شخصاً از محضر امام درباره رهبرى پرسيدم و ايشان از آيت اللّه خامنه‏اى نام بردند و پرسيدم كه آيا شرط مرجعيت و اعلميت، در رهبرى لازم نيست؟ ايشان نفى كردند. از مراتب علمى ايشان پرسيدم. صريحاً فرمودند كه «ايشان اجتهادى را كه براى ولى فقيه لازم است، دارد».[12]
8. آيا با توجه به ادله فقهى، رهبر مى‏تواند درباره جانشين خود، اظهار نظر كند؟ آيا نظر او حجيت شرعى يا اعتبار قانونى دارد؟
 

نویسنده : dghdgh بازدید : 60 تاريخ : جمعه 27 شهريور 1394 ساعت: 22:09
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد